آفاق

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۲۳:۲۹

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۳

 

در قطب شمال، گرگ‌ها را این گونه شکار می‌کنند:

روی تیغه‌ی برنده مقداری خون می‌ریزند و آن را در قالب یخی قرار داده و در طبیعت رها می‌کنند. گرگ آن را می‌بیند و یخ را به طمع خون لیس می‌زند. یخ روی تیغه کم کم آب می‌شود و تیغه تیز، زبانِ کرخت و بی‌حس شده گرگ را می‌برد. گرگ خون بیشتری می‌بیند و به تصور این که شکار و طعمه خوبی پیدا کرده بیش‌تر لیس می‌زند، اما نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند که با آن حرص وصف ناشدنی و شهوت سیری‌ناپذیر، دارد خون خودش را می‌خورد.

و بالاخره آن‌قدر از آن گرگ زبان بسته خون می‌رود تا به دست خودش کشته می‌شود؛ نه گلوله‌ای شلیک می‌شود، و نه حتی نیزه‌ای پرتاب، اما گرگ با همه غرورش سرنگون می‌شود.

    فقط از گرگ‌ها نگوییم!

    سری هم به خودمان بزنیم که ممکن است طمع، شهوت، پول، قدرت، تکبّر، حبّ جاه و مقام و فخر فروشی، ما را چون گرگ‌ها به چنان سرنوشتی گرفتار کند! نه گلوله‌ای و نه نیزه‌ای، هلاکت به دست خودمان!

    ۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۰:۳۱

     

    شیخ رجب علی نکو گویان معروف به خیاط

    این چرخ خیاطی سینگر را ببینید. همه قطعات ریز و درشتش مارک مخصوص کارخانه را دارد.

     می خواهند کوچک ترین پیچ هم نشان این کارخانه را داشته باشد.

    انسان مومن هم، همه کارهای بزرگ و کوچکش باید نشان خدا را داشته باشد .

    ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۶

    زندگینامه شهدای مظلومِ مدافع حرم استان مازندران(1)

     هادی باغبانی،اولین شهید مدافع حرم بابلسر

     

    بسیج دانشجویی شهید یحیی نژادِ موسسه آموزش عالی طبری بابل در راستای حفظ یاد و خاطره ی شهدای مظلومِ مدافع حرم،اقدام به انتشار زندگی نامه ی شهدای مظلومِ مدافع حرم استان مازندران بصورت هفتگی می نماید.

    این هفته:زندگی نامه خبرنگار شهید هادی باغبانی،اولین شهید مدافع حرم بابلسر

     

     

    برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید...

    ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۳:۱۵

    گفت: تازه چه خبر؟!
    گفتم: 150 نماینده مجلس با ارسال نامه‌ای به سران سه قوه خواستار پی‌گیری لغو سخنرانی علی مطهری در مشهد شدند.
    گفت: مرد حسابی! این هم شد خبر؟! یعنی این 150 نماینده از مسائل مهم کشور و مشکلات اساسی مردم چیزی سردرنمی‌آورند؟!
    گفتم: خب اگر از مشکلات فراوانی نظیر رکود و گرانی و بیکاری و حقوق‌های نجومی و دستاورد تقریبا هیچ برجام و دهها مشکل دیگر سر درمی‌آوردند که لغو سخنرانی علی مطهری را مسئله اصلی نمی‌کردند!
    گفت: سخت‌ نگیر، حالا بالاخره باید یک کاری می‌کردند!
    گفتم: رئیس اداره به کارمندش گفت؛ خجالت نمی‌کشی که کار مردم را رها کرده‌ای و داری جدول حل می‌کنی؟ و کارمند گفت؛ قربان توی این سر و صداها که نمی‌شود خوابید!

     

    منبع متن

    ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۱


    گفت: از اقدامات دولت برای رفع مشکلات اقتصادی مردم چه خبر؟!
    گفتم: تمام توان دولت برای برخورد با لغو سخنرانی علی مطهری بسیج شده است.
    گفت: استفاده از مکان‌های دولتی برای میتینگ‌ها و سخنرانی‌های حزبی ممنوع است و رانت تلقی می‌شود.
    گفتم: نامه به رئیس‌جمهور، دستور رئیس‌جمهور برای پی‌گیری، اعتراض وزیر کشور و دستور پی‌گیری، اعتراض برخی نمایندگان و...
    گفت: اگر با این سرعت و عجله مسائل اصلی کشور نظیر بیکاری جوانان، رکود، حقوق‌های نجومی، فساد اقتصادی، بی‌خاصیتی برجام و ده‌ها مشکل اساسی دیگر را پی‌گیری می‌کردند که وضع به اینجا نمی‌کشید!
    گفتم: چه عرض کنم؟! یارو کنار میدان آزادی ایستاده بود و گدایی می‌کرد و به مردم می‌گفت کرایه ماشین برای رفتن به خانه‌ام در کرج را ندارم! یکی از عابران پولی به او داد و سه سال و نیم دیگر که از آنجا می‌گذشت دید یارو باز هم ایستاده و همان ادعا را تکرار می‌کند، به او گفت؛ مرد حسابی! اگر راست می‌گفتی و راه افتاده بودی تا حالا از قطب شمال هم رد شده بودی، چه رسد به کرج!

    منبع متنkayhan.ir

     

    ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۲۱:۵۶

    مرگ بر رژیم صهیونیستی ، آل سعود (یهود) و امریکا

    ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۳۰
    دختر کوچولویی دو تا سیب در دو دست داشت که مادرش وارد اطاق شد. چشمش به دو دست او افتاد. گفت: «یکی از سیباتو به من میدی؟»
    دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به این سیب و سپس آن سیب. اندکی اندیشید. سپس یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب. لبخند روی لبان مادرش ماسید. سیمایش داد میزد که چقدر از دخترکش نومید شده است. امّا، دخترک لحظه‌ای بعد یکی از سیب‌های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت: «بیا مامان این سیب شیرین‌تره!»
    مادر خشکش زد. چه اندیشه‌ای به ذهن خود راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه‌ای بود.
    هر قدر باتجربه باشید، در هر مقامی که باشید، هر قدر خود را دانشمند بدانید، قضاوت خود را اندکی به تأخیر اندازید و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد.
     
    yekibood.ir
    ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۰۰:۰۴
    ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۷