آفاق

آیا خدا خون دارد؟ دست دارد؟

چهارشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۵:۳۲ ب.ظ

با یکی از دوستان مسیحی در مورد اسلام و مسیحیت بحث می کنیم گفتم ما دین شما را قبول داریم اما مشکل اینجاست که شما حضرت عیسی مسیح(ع) را فرزند خدا می دانید جواب داد: «شما هم به حسین(ع) می گویید ثارالله یعنی خون خدا به علی(ع) می گویید یدالله یعنی دست خدا و... آیا خدا خون دارد دست دارد؟» چه جوابی به او بدهم؟

1. تعبیر «ثارالله» تعبیرى مجازى است و با مساله فرزندى حضرت عیسى(ع) تفاوت دارد زیرا مسیحیان اساسا معتقد به اقانیم سه گانه (اب ابن روح القدس) مى باشند و حضرت مسیح(ع) را «خداى پسر» دانسته و براى او شان الوهیت قائلند. برخلاف اعتقاد شیعه که که امام حسین(علیه السلام ) را بنده خدا و امام منصوب از ناحیه پروردگار مى داند. و ثارالله چه بسا به این معنا باشد که خونش نزد خداوند بسیار ارزشمند است (بنابر اضافه تشریفیه) و یا کسى که با خون او دین خدا زنده شده است، چنانکه خون مایع حیات بدن است. و یا به این معنا که خونش نزد خداوند بسیار محترم است و انتقام گیر و خون خواه او خود خداوند است. مشابه این تفاسیر در قرآن مجید نیز وجود دارد مثلا آن جا که میفرماید: «یَدُ اَللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» در حالى که خداوند داراى دست و پا نیست لیکن مفسران گفته اند که «ید» در این جا کنایه از قدرت است.
«ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤرة» به معناى انتقام و خونخواهى و نیز به معناى خون آمده است. ر.ک: الطریحى، مجمع البحرین، ج 1، ص 237، معین، محمد، فرهنگ فارسى، ج 1، ص 1185، مفردات راغب، ص 81. براى «ثارالله» معانى و وجوه مختلفى ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را مى طلبد. در مجموع به این معنا است که: خداوند، ولىّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب مى کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهى و طرف شدن با خداوند است. به طور کلى از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل الله» هستند، شهادت این امامان، ریخته شدن خونِ متعلق به خداوند است. محدثى، جواد، درسهایى از زیارات عاشورا، ص 14، عزیزى تهرانى، اصغر؛ شرح زیارت عاشورا، ص 35. اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ لیکن مى توان آن را با آیات قرآنى این گونه توجیه نمود. خداوند مى فرماید: «من قتل مظلومًا فقد جعلنا لولیه سلطَنًا»؛ اسراء(17)، آیه 33. «آن کس که مظلوم کشته شده، براى ولى اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم». هر کسى (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیاى دم او، حق خون خواهى دارند و از آنجا که اهل بیت(ع) - به ویژه امام حسین(ع) - مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده اند و جان به جان آفرین تسلیم کرده اند، در واقع «ولىّ دم» و خونخواه آنان، خود خداوند است. بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خون بهاى امام حسین(ع)، متعلق به خدا است و او کسى است که خون بهاى امام حسین(ع) را خواهد گرفت. این واژه حاکى از شدت همبستگى و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونى از قبیله خدا مى ماند که جز با انتقام گیرى و خون خواهى خدا، تقاص نخواهد شد. ر.ک. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار». اگر «ثار» به معناى خون باشد، قطعاً مراد از «ثارالله» معناى حقیقى نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودى مادى نیست تا داراى جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنى، همان گونه که نقش خون در بدن آدمى نقش حیاتى است، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشى دارد و احیاى اسلام با نهضت عاشورا بوده است. 3. شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانى مستند به روایات نیز به نتیجه اى نورانى دست یافت. از امام على(ع) نیز به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده است و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود: «ما تحبب الى عبدى بشى ء احب الىّ مما افترضته علیه و انه لیتحبب الىّ بالنافله حتى احبه فاذا احببته کنت سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به و لسانه الذى ینطق به و یده التى یبطش بها و رجله التى یمشى بها اذا دعانى احببته و اذا سألتنى اعطیته»؛ محاسن برقى، ج 1، ص 291. «بنده من به چیزى دوست داشتنى تر از واجبات، نزد من اظهار دوستى نمى کند و همانا او با نوافل نیز به سوى من اظهار دوستى مى کند. آن گاه که او را دوست بدارم گوش او مى شوم که با آن مى شنود و دیده او مى شوم که با آن مى بیند و زبان او مى شوم که با آن سخن مى گوید و دست او مى شوم که با آن ضربه مى زند و پاى او مى شوم که با آن راه مى رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند به او عطا مى کنم». از این روایت به خوبى آشکار مى شود که اولیاى خداوند، «خلیفه» او بر روى زمین و مظهر افعال الهى اند. خداوند جسم نیست، اما آنچه را که اراده مى کند انجام بدهد، از طریق دست اولیاى خود به ظهور مى رساند و کمکى را که مى خواهد به سوى بنده اى بفرستد، با پاى اولیاى خود مى رساند. و خونى را که مى خواهد از سوى خود براى احیاى دین خودش ریخته شود، از طریق شهادت اولیاى خودش ظاهر مى سازد. از این رو همان طور که دست امام على(ع) دست قدرت خدا و «یدالله» است؛ خون امام حسین(ع) نیز خون خدا و «ثارالله» است. از این رو در زیارت عاشورا مى خوانیم: «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره و الوتر الموتور»؛ «سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او! سلام بر تو اى یگانه دوران!» همان گونه که مرحوم ابن قولویه در زیارت هفدهم و بیست و سوم امام حسین(ع) این فقره را نقل مى کند: «و انک ثار الله فى الأرض و الدم الذى لا یدرک ثاره أحد من أهل الأرض و لا یدرکه الا الله وحده»؛(ترجمه کامل الزیارات، ص 683، زیارت 16). همان گونه که نقش خون در بدن آدمى نقش حیاتى است و بود و نبودش، مرگ و زندگى او را رقم مى زند، وجود مقدّس امام على و امام حسین(ع) نزد خدا و در دین او چنین نقشى دارند که اگر آن حضرت نبود، اسلام نبود و اگر حسین(ع) نبود، اسلام و تشیّع نبود. آرى! تا یاد و نام سیّدالشّهدا(ع) زنده و بر سر زبان ها است، تا عشق حسین(ع) در دل ها مى تپد، تا آتش محبت و ولایت او در قلوب انسان ها مشتعل است، تا فریاد «یا حسین» بر بلنداى آسمان ها و زمین طنین انداز است؛ نام و یاد خدا زنده و پایدار است؛ چون او همه هستى خود را در راه خدا انفاق و ایثار کرد، سیماى ننگین ریاکاران و تحریف گران زمان را آشکار نمود و نقاب از چهره زشت آنها برداشت و اسلام ناب نبوى و علوى را بر مردم نمایاند. خون او شرافت «ثارالله» را گرفت.

منبع: پرسمان دانشجویی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.